شعر بومي لري : نیلوبلاگ

خرید بک لینک

"در این سرای بی کسی،کسی به در نمیزند
به دشت پر ملال ما،پرنده پر نمی زند"۱

در این زمین رو سیاه و این کرانه ی کبود
به ریشه غم دلم کسی شرر نمی زند

از عمق اشک آمدم،به اوج گریه میروم
خدا که رنگ خنده را به این سفر نمی زند

اگر چه درد با دلم همیشه هم مسیر بود
سپیده ی خوشی ولی به این سحر نمیزند

اگر که بوم قلب من پسند روحتان نشد
زمان بجز رنگ سیه به این اثر نمی زند

از عشق نا امیدم و از این خیال خام سیر
به کام زهر من خدا کمی ظفر نمیزند

مرا که یک ستاره هم به نام قلب من نشد
فلک که یک شبه به نام من قمر نمی زند!!!

منی که مرگ خنده را به هر دو چشم دیده ام
به گوش من دگر غمی زنگ خطر نمی زند

اگر چه از شما و از همه زمین گریختم
بجز دل خودم کسی به من ضرر نمیزند

از این دیار می روم،به ناکجا روانه ام
که جز بلا و غم کسی به این گذر نمی زند

فهیمه نعمت زاده

۱:بیت اول برگرفته از شعر زیبای در این سرای بی کسی کسی به در نمیزند از استاد هوشنگ ابتهاج

شعر بومي لري...

ما را در سایت شعر بومي لري دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 47 تاريخ: يکشنبه 2 بهمن 1401 ساعت: 13:32

صفحه بندی